سوال و جواب اعضای کلاس (ایراد شده در کلاس آقایان )

سوال و جواب اعضای کلاس
(ایراد شده در کلاس آقایان )

سؤال:
فرمودید: حضرت اسرافیل عذاب را به کوه زد و کوه تبدیل به آهن شد. آیا باید این اتفاق می‌افتاد؟
آیا نمی‌شد کلاً عذاب را بردارد و به جایی نزند؟
پاسخ:
آن‌ها چون عذاب را دیدند و فهمیدند که هلاکت هست؛ دیگر بیدار شدند از غفلتشان و توبه کردند.
اگر این اتفاق نمی‌افتاد، معلوم نبود که توبه کنند.

سؤال:
در مورد این‌که بمب‌ها روی هیروشیما ریخته شد در واقع همان آهن شدن کوه‌ها را به ما نشان می‌دهد.
یعنی این عذاب بوده تا ما متوجه شویم؟
پاسخ:
عذاب که هست و فرود هم می‌آید و هلاک هم می‌شوند اما خدای تعالی به شیعیان رحم می‌کند و به‌خاطر اهل بیت عليهم‌السّلام حفظ می‌کند چون خدای تعالی فرموده:

«وَالْعَصْرِ» ﴿۱﴾

«إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ» ﴿۲﴾

«إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ‌؛ ﴿۳﴾
: از این خسارت خارج می‌شوند کسانی که ایمان می‌آورند و عملشان را درست انجام می‌دهند».

ولی به هر حال خیلی از شیعیان هم هستند که این عذاب دامنشان را گرفته.
حالا یا از عقایدشان برمی‌گردند یا مشکلات دنیایی پیدا می‌کنند به‌‌خاطر بی‌عدالتی‌ها، فقرها، گرفتاری‌ها.
ولی در حقیقت اگر انسان واقعاً توبه کند؛ همین عذابی که فرض کنید فقر باشد یا مشکلات مادی باشد؛ اصلاً حکمش تغییر می‌کند.
برای مؤمنی که توبه نصوحی کند و جبران کند؛ اصلاً حکمش تغییر می‌کند.

«يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ؛ ۗ(فرقان/٧٠)
: خدا سیئاتشان را به حسنات تبدیل می‌کند».

حتی از زمان ظهور فضیلتش بالاتر می‌رود.
من مثال می‌زنم به کسی که به‌خاطر اشکال خودش، زندانی شده بعد آن‌جا واقعاً توبه می‌کند.
دولت می‌گوید: «تو که حالا زندانی شایسته‌ای شدی، ما می‌توانیم آزادت کنیم ولی دوست داریم که تو در این زندان بمانی و نماینده ما باشی. مأمور ما باشی.
فضیلتت از آن مأمورینی که بیرون زندان هستند هم بیشتر می‌شود.
چون داری در یک شرایط سختی تحمل می‌کنی که مأموریت ما را در قبال زندانی‌ها انجام بدهی».

این فضیلتش بیشتر می‌شود!
طبق آن روایاتی که هست که حضرت به فضیل می‌فرمایند: «شما در حالت تقیه و ترس که با امامتان هستید؛ فضیلت‌تان بیشتر از آن‌ زمانی است که امام آشکار باشد».

خب این‌ها از یک جهت می‌توانند آزاد شوند یعنی خدا آن‌ها را از دنیا ببرد بگوید:
«دیگر بس است! تویی که واقعاً توبه کردی، تویی که واقعاً می‌خواهی تزکیه کنی و دیگر یک آدمی نیستی که بگویی من می‌خواهم حتماً در دنیا بمانم و خوش باشم؛ ما می‌توانیم تو را از دنیا ببریم».

اتفاق هم افتاده حتی بعضی از دوستان امام زمانی تحمل نداشتند.
یکی از آن‌ها چند سال پیش بود، گفته بود: یا ظهور شود یا من از دنیا بروم.
اربعین از دنیا رفت. با این‌که تقریباً جوان هم بود.
خدا می‌گوید: «ما به‌خاطر تو بخواهیم ظهور انجام شود که نمی‌شود بهم بریزیم! تو بیا! تو را از زندان آزاد می‌کنم. اما می‌شود هم که بمانی مثل سید‌ بحرالعلوم‌ها و امثال این‌ها چراغ زندانی‌ها باشی».

آن وقت این‌ها فضیلت‌شان بیشتر است. به‌خاطر همین است که امام سجاد علیه‌السّلام می‌فرمایند: آن‌هایی که در عصر غیبت هستند،

“اَفضَل مِن اَهلِ کُلِّ زَمَان؛
: فضیلت‌شان از مردم هر زمان بیشتر است”.

[سؤال دقیقه ۵:٣٠‌] این قتل عام جسمی که در غزه اتفاق می‌افتد و قتل عام روحی که الآن در بین شیعیان به‌وسیله فضای مجازی و ماهواره هست کدام مهمتر است؟ این‌که روح شیعیان دارد از بین می‌رود یا این‌که بدنشان از بین می‌رود؟
پاسخ: روحشان.

سؤال:
هيچ کس نیست که بخواهد ارشاد کند مثل جناب روبیل؟
پاسخ: بله هستند. بالأخره در همین فضای مجازی خدای تعالی بخواهد به کسی یک مطلبی برساند؛ در خواب باشد، در بیداری باشد، الهام باشد، حرفش را می‌رساند.
در همان اینستاگرام که فضای آلوده‌ای است؛ یک کلیپی باز می‌کند و خدا حرفش را همان‌جا به او می‌رساند.
یا اصلاً الهام می‌کند، یا در خواب به او می‌گوید.

خدای تعالی برای هر آدمی یک تلویزیون در قلبش دارد. یعنی برای تک‌تک آدم‌ها، تک‌تک مورچه‌ها، تک‌تک پشه‌ها، تک‌تک مگس‌ها، تک‌تک حیوانات، ملائکه.
این‌ها مخلوقاتش هستند منتها هر کس به نسبت آن ظرفیتی که دارد.
مثلاً یک مورچه‌ ظرفیتش این است که خدا راهنمایی‌اش کند، این برود یک دانه‌ای را بردارد. برنامهٔ‌ ماها را برای آن‌ها ندارد که بخواهد قرآن یادشان بدهد.
هیچ وقت مردم بر خدا حجت پیدا نمی‌کنند بلکه خدا بر مردم حجت دارد.

[سؤال دقیقه ٧:٢٠] آن ظلمتی که ایجاد شده در زمان غیبت امام زمان ارواحنافداه که این‌همه هجمه‌ فرهنگی و قتل عام روحی می‌شوند. تکلیف چیست در قبال این‌که همه دارند از بین می‌روند؟
پاسخ‌: به هر حال زمان جنگ است دیگر!
باید وظایفمان را انجام دهیم. همان کاری که پیامبران در زمان‌های خودشان می‌کردند. تبلیغ کنیم، کار کنیم.

[سؤال دقیقه ٨:١٠] حاج آقا آن کاری که حضرت یونس انجام دادند به‌خاطر آن غفلتی بوده که خدا برایش قرار داده؟
پاسخ: البته تعبیر غفلت نداریم. یک لحظه به خودش واگذاشته شد که طبق نظر خودش عمل کند.

سؤال:
بعد یک علتش به این برمی‌گردد که ما بین خدا و پیامبران یک تفاوتی قائل شویم.
بین معصومین بجز بداء، چیزی داریم که این تفاوت را قائل شویم؟ بین پیغمبران که نمونه زیاد داریم آیا بین چهارده معصوم چیزی هست؟
پاسخ: در چهارده معصوم مسئله جهل نیست.
در آن‌ها جهل به یک سری از علوم هست. فرض کنید همه‌ آینده را خدا به آن‌ها اطلاع نداده.
درباره حضرت یونس در روایات داریم که خدای تعالی عمداً همه‌ آن‌چه که در آینده اتفاق می‌افتد را به او اطلاع نداد.

اگر خدای تعالی می‌گفت: این‌ها توبه می‌کنند خیالت راحت باشد؛ خب قضیه شاید تفاوت پیدا می‌کرد.
اما خدای تعالی هم با قوم حضرت یونس کار داشت و هم با خود حضرت یونس.
ولی معصومین جهل ندارند. فقط اطلاع صددرصد از آینده نسبت به یک سری از مسائل که بحث بداء هست، ندارند.

لذا آن‌ها فقط حالت انتظار دارند که خداوند چه تصمیمی می‌گیرد!
خدای تعالی شب قدر یا شب جمعه، قبل از وقوع آن حوادث، تغییرات را به معصومین می‌گوید.
یعنی خدای تعالی غیر از چهارده معصوم علیهم‌السّلام کس دیگری را ندارد که مثل آن‌ها باشند.

فقط از این جهت که بندگی‌شان بندگی خاصی باشد که:

“مَا عُبِدَ شَیْءٌ کَمَا عُبِدَ بِالْبَداء؛
: خدا به چیزی مانند بداء بندگی نشده”.

یعنی ما هم که لسانش هستیم، حجت بالغه‌اش هستیم؛ خدا به ما همه چیز را نگفته منتها قبلش می‌گوید: مثل قضیهٔ حضرت عیسی نمی‌شود، مثل قضیهٔ حضرت یونس نمی‌شود.
ولی فقط یک چیز باقی می‌ماند که فرق باشد بین خالق و مخلوق. فرق باشد بین این‌که ما عبد هستیم و او «رب» است.
این نمی‌شود دیگر!
خدا می‌فرماید: باید این برای مردم معلوم باشد که شما خدا نیستید.
آن وقت می‌شود شهادت امام حسین علیه‌السّلام.

شکستی که در زندگی‌های چهارده معصوم علیهم‌السّلام پیش می‌آید، به‌خاطر همین مسئله است.
مثل امام حسین و امیرالمؤمنین یا حتی الآن آقا امام زمان ارواحنافداه به یک معنا حضرت غائب هستند ولی غیبتشان مثل همان مصیبت کربلاست.
مردم برای جایگاه امام ارزش قائل نیستند دیگر!
اگر قائل بودند که امام غایب نمی‌شد.

[سؤال دقیقه ١٢] این مسئله برای خدا هم هست. خدا هم مظلوم است. خدا را بندگی نمی‌کنند. این را که نمی‌شود برای خدا شکست بدانیم؟
پاسخ: این مظلومیت روی حجت‌‌هایش پیاده می‌شود نه روی خود خدا.
لذا کلمهٔ مظلوم را در مورد خدا نداریم ولی برای معصومین داریم.
برای این‌که تصور نشود آن‌ها خدا هستند؛ آن‌ها را خدا می‌آورد که مظلومیت داشته باشد.

امام مظلوم واقع می‌شود از جهت این‌که ظلم به او شده و الآن نمی‌خواهد ظلمش را جواب دهد به‌خاطر حکمت‌ها و مصلحت‌های زیادی که خداوند در نظر دارد روی بندگانش پیاده کند و آن‌ها را تربیت کند و به آن‌ها بفهماند شما قدرناشناس هستید.

خدا می‌خواهد به مردم ضعف‌هایشان را بفهماند که شما تا این روحیه‌تان را اصلاح نکنید، نمی‌گذارم به بهشت بروید.
من نعمتی که به شما دادم، قدرناشناسی کردید. حجّتم را در اختیارتان گذاشتم، ببینید با او چکار کردید!
شما به بهشتی می‌خواهید بروید که با این حجت زندگی کنید. اگر این روحیه را اصلاح نکنید؛ چگونه می‌توانید در بهشت که جاودانه است، با حجت من زندگی کنید؟
آن‌جا هم می‌خواهید به او ظلم کنید؟
آن‌جا هم می‌خواهید قدرش را ندانید؟
پس باید این روحیه‌تان اصلاح شود.

تازه این صحبت نسبت به کسانی است که می‌توانند بهشتی باشند.

«ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ؛ (تکاثر/٨)
: از نعیم که ائمه اطهار هستند حتماً حتماً سؤال خواهید شد».

بالأخره یک دسته‌ای آن‌جا با شفاعت ائمه، اهل بهشت می‌شوند منتها باید یاد بگیرند که با امام چگونه زندگی کنند!
قدردان آب حیات باشند. آب را روی زمین نریزند.

سؤال: در جلسهٔ قبل فرمودید که موقع اذان، عذاب برداشته شد. می‌توانست عذاب قبل از نماز برداشته شود؟ یعنی همزمان با نزول رحمت که هنگام اذان و صلاة ظهر بود عذاب برداشته شد!
پاسخ: صلاة ظهر خصوصیتی دارد.
در همان روایتش خواندیم: درهای آسمان باز شد.
یعنی وقتی است که خدای تعالی وقت ملاقات داده، معلوم است که رحمت خاصی را نازل می‌کند وقت ظهر.

سؤال: مثل بین‌الطلوعین؟
پاسخ: بله. اوقات نماز اوقاتی است که بالأخره رحمت خاصی خداوند نازل می‌کند که انسان بتواند مجاز باشد با خدا حرف بزند.
به‌عنوان نماز واجب شما پنج دقیقه قبل از اذان ظهر بگویی که چهار رکعت نماز ظهر می‌خوانم قربة الی الله! خدا اصلاً دعوایت هم می‌کند.

سؤال: منافاتی ندارد ما بگوییم خداوند عذاب و رحمت را نخواسته همزمان داشته باشد برای قوم یونس؟ یعنی در واقع رحمت را در وقت اذان ظهر آورد و عذابی که به‌ اندازه نیزه بالای سرشان بود.
پاسخ: خدای تعالی زمانِ نزول رحمت، عذاب را از آن‌ها برطرف کرد که برایشان نزول رحمت شود.
در یک روایتی هست که اشاره به همین مطلب دارد که آیا عذابی بوده که تبدیل به رحمت شود؟
بله این نمونه‌اش است.

سؤال: یعنی همان «اِنَّ مَعَ العُسرِ یُسْراً» است؟
پاسخ: نه. «اِنَّ مَعَ العُسرِ یُسْراً» مال صبر کسانی است که در راه خدا صبر می‌کنند.
سؤال: یعنی برای مؤمنین است؟ در حالی که آن‌ها ایمان نیاورده بودند.
پاسخ: بله.

حدیثش از امام باقر علیه‌السّلام است که:

“قَالَ إِنَّ لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ رِيَاحَ رَحْمَةٍ وَ رِيَاحَ عَذَابٍ؛
: برای خداوند بادهای رحمت است و بادهای عذاب”.

“فَإِنْ شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ الْعَذَابَ مِنَ الرِّيَاحِ رَحْمَةً فَعَلَ؛
: اگر خدا بخواهد باد عذاب را تبدیل به رحمت کند این‌کار را می‌کند”.

“قَالَ وَ لَنْ يَجْعَلَ الرَّحْمَةَ مِنَ الرِّيحِ عَذَاباً؛
: اما باد رحمت را تبدیل به عذاب نمی‌کند”.

و‌َ صَلَّی الله‌ُ عَلَی سَیِّدَنا مُحَمَّدٍ وَ آلِه‌ِ‌ الطَّاهِرِین

اَلّلهُمَّ عَجِّل لِولیِّکَ الْفَرَج
خدایا در فرج آقا و مولای ما تعجیل بفرما.

۱۳ جمادی‌الاول ۱۴۴۵
۶ آذر ۱۴۰۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *